جشن گریه
يغما گلرويي

دل این عاشق خسته باز کبابه گل من
تو رو داشتن واسه من مثل سرابه گل من
دل دیوونه من مثل درخته تو کویر
عشق تو ابر پر از بارون و آبه گل من

شعرای من همه از دوری و غم قصه می گن
حرف تو حرفای خوب تو کتابه گل من
وقتی از عاشقی و چشمای تو حرف می زنم
همه حرفای من یه شعر نابه گل من

می خوام امشب توی جشن گریه مهمونت کنم
غزلامو خط به خط قربون چشمونت کنم
مثل عکس خود من داد می زنی تو آینه هام
نمی تونم دیگه از هیچ کسی پنهونت کنم

بی تو این ترانه ها اسیر هق هق منن
مثل عکس آسمون که تو قابه گل من
دل من کفتر خسته اس روی بوم انتظار
عشق تو اونور ابرا یه عقابه گل من

بی تو این دنیای بد ارزش موندن نداره
بی تو عمر من مثل عمر حبابه گل من
دیگه باید برم و چشماتو تو خواب ببینم
شب که از نیمه گذشت موقع خوابه گل من