نزن زير گريه
فريبا وكيلي

نزن زير گريه نذار بشكنم
كه قربوني اشك چشمات منم
چه غمگين به آينه نگاه مي كني
لب آينه رو غرق آه مي كني

چه غمگين به شب رنگ غم مي زني
حصار تن بغضمو مي شكني
همه قصه من نگاه تو بود
دل عاشقم سر براه تو بود

چراغ نگاهت هنوز روشنه
چراغي كه شبهامو پس مي زنه
نذار تا كه پائيز و پيدا كنم
منم رسم بارون و برپا كنم

نذار اشك چشمات يه رودخونه شه
دلم در هواي تو ديوونه شه
بذار تا كه دستاتو ياري كنم
واسه زخم تو بلكه كاري كنم